تبليغاتX
فکر میکنی چه خبره؟!!

هر چقدر كه تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوستت دارم...
چون اين جوري اگه دوستم نداشته باشي من يه دونه دوستت دارم.
 
دو تا آدم برفي دو طرف رودخونه عاشق هم ميشن
از آتيش عشق همديگه آب ميشن تا بلكه وسط رودخونه به هم برسن...
 
ستاره ها را هر شب مي بينم با اينكه دورند. تو را در روز هم نمي بينم. كاش ستاره بودي...
 
تو مرا مي فهمي... من تو را مي خواهم و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است.
تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من خواهي ماند.
 
 
 
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
 
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را نديده اي
خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند
نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 3 بعد از ظهر | لینک  | 

لاک پشت ها هم عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه
 
 
مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين دورتومي گرده . ولي من نمي زارم چون فقط من بايد دورت بگردم
 
اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی

لاک پشت ها هم عاشق ميشن ولي تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون ميکن
 
ميگن يه ماه تو آسمون يه فرشته رو زمين.عزيزم خسته نميشي دو شيفت كار مي كني
 
چه زيباست بخاطر تو زيستن و برای تو ماندن و به پاي تو سوختن و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن برای تو گريستن و به عشق و دنيای تو نرسيدن ... ای كاش ميدانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشكيباست ...
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست...
 
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
 
گويند غروب جايي است که آسمان زمين را مي بوسد امشب برايت غروب ميکنم اسمان من کجايي؟
 
خنده از لبهايم گريزد" اگر اشك از چشمهايم گريزد" اگر از گريه دريايي بسازم" اگر از خنده رويايي بسازم" لحظه اي از ياد تو دور نخواهم ماند
نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 3 بعد از ظهر | لینک  | 

آن شب که رفتی،من گریه کردم،هر چند نتوانستم قطره اشکی بدرقه راهت کنم،

اما در دل اشک ریختم. تو رفتی و من سکوت را به فریادی بدل کردم و احساس

دوست داشتن رو به عمق وجودم رساندم که تا ابد چشمان قهوه ای یت در آن جای گیرد.

تو رقتی و من بهانه تمام دلتنگی هایم را در لحظه های با تو بودن خلاصه کردم،و از عشق

تو در دلم معبودی ساختم که در آن خر لحظه به عبادت عشق تو بپردازم

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 3 بعد از ظهر | لینک  | 

راز دل با هر گلی گقتم ،زیر هر درختی شکوه و فریاد سر دارم ،

کنار هر جوی باری نالیدم و گریستم.

اما همه این ناله ها و شکوه ها بیهود بود.زیرا همه رنج مرا فراموش

کردند و غم دل را از یاد بردند.

حالا دیگر گلها و درختان از تو بی خبرند،دیگر جویبارها از تو چیزی نمی دانند،

فقط دل من،دل شکسته من است که هچنان بیاد تست.

بیاد تو ،ای عشق شیرین زبان من ،که مایه شادی ها و غم های من بودی.

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 3 بعد از ظهر | لینک  | 

 

ای سپیدی صبح!که با عاشقان جهان سنگدلی داری،

چرا امشب که محبوب من در بستر رقیب آرامیده است

در سر زدن درنگ می کنی و به کندی رخ مینمایی؛

اما آن شب که من اندام مردانه او را در بر داشتم چنان

شتاب زده بودی کخ بی درنگ سر بزدی و خیره به من

که اصلا در انتظار دیدار تو نبودم نگریستی.......

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 3 بعد از ظهر | لینک  | 

دوست داشتم پری بودم و هیچ احساسی نداشتم

با هر طوفان یا هر بادی به سوی هوا پرتاب می شدم

و در آخر بدون هیچ گناهی از بین می رفتم.

..................

دوست داشتم دریا بودم و همه اجسام و موجودات دریایی را

در دلم جای میدادم و بهترین انسان ها رو از روی زمین

گلچین می کردم و در دل خود حبس می کردم.

....................

دوست داشتم به وسعت آسمان بودم و هر بار که دلم می گرفت

اشکهایم مثل بارون بر روی تمام عشاق میریخت تا می فهمیدم

             که من هم روزی عاشق بودم و عشق خود را روزی از دست دادم.

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 3 بعد از ظهر | لینک  | 

 

ای رویا های من،ای رویا های شیرین من خدا حاقظ !

ای شب های دراز کجایی؟ مگر نمی بینی که خواب آرامش بخش

از دیدگان من گریختن،مرا در تاریکی عمیق شب، تنها گذاشته است.

بیدار و نا امیدم ، به رویا های خودم می نگرم،به شب هایی که تا دیر وقت

بیدار می موندم بخاطرت،که بال و پر گشوده اند و از من می گریزند،اما

روح من با غم و حسرت این رویاهای دلپزیر را به نزد من باز فرست،

                       کاری کن که شامگاهان مست باده خیال ،در خواب روم و هرگز بیدار نشوم.

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 2 بعد از ظهر | لینک  | 

هر قطره اشك امضاي خداست پاي چشمهايي كه آسمان در آنها خلاصه شده است

 اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد قول نمي دم كه بخندونمت اما مي تونم باهات تا

بينهايت غم گريه كنم

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 2 بعد از ظهر | لینک  | 

هيچوقت کسي رو که دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي کن 

غرورت رو به خاطر کسي که دوست داري از دست بدي

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 2 بعد از ظهر | لینک  | 

اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش،

 چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه،

مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي،

بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشقه

نوشته شده توسط Ner30 در ساعت 2 بعد از ظهر | لینک  |